کوله بارت بربند ،
شاید این چند سحرفرصت آخر باشد که به مقصد برسیم ،
بشناسیم خدا را و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم . . .
میشود آسان رفت ،
می شود کاری کرد که رضا باشد او ،
ای سبکبال در این راه شگرف ،
در دعای سحرت ، در خدایی شدنت ،
هرگز از یاد نبر من جامانده بسی محتاجم .
. .

نوشته شده توسط نیما ترقی در جمعه ششم شهریور ۱۳۸۸ |